محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

85

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

بدستور كرههاى بند آن را نيز مقدار دو سه مثقال با قدرى زنجبيل تازه كه بهندى ادرك نامند جهت تقويت باه مفيد مىدانند و قسم ديكر كه بر كنار آبها مىرويد برك آن اندك باريك بلند و هر دو فى الجمله شبيه بكوش موش و اين غير ماكول است * طبيعت آن را سرد و تر مىدانند و آب آن هر دو قسم جهت اورام حارهء چشم و ناصور آن مفيد و بدستور ضماد برك سائيدهء آن * ااذربو * بمد الف و فتح ذال معجمه و سكون راى مهمله و ضم باى موحده و واو لغت يوناني است و اذربويه بيا و ها در آخر نيز آمده * ماهيت آن * بغدادى كفته اصل عرطنيثا است و در عرطنبثا مذكور خواهد شد و صاحب تحفه كفته كه بيخ نباتى است سياه‌رنك شبيه بشلغم و بر روى آن چيزى مانند كوه رسته و كياه آن خاردار به قدر شبرى و شاخ و بركش شبيه ببوك كونب و ثمرش شبيه بغلا - نخود و در ان دو عدد يا سه عدد دانهء زردرنكي مىباشد و كفته‌اند كه كل آن زرد است و منبت آن كشتزارها است و بسرياني عرطنيثا نامند و بفارسي چوهء صباغان و ان غير چوهء كاذران است و قسمى از بخور مويم بود و در بردن چوك از پشمينه و جامه مانند صابون است و صاحب اختيارات كفته ان بيخ خاوى است و كل زرد دارد و آن بيخ را فلار و بلاو و قلار و كليم‌شوى و قصب‌شوى كويند و آن ييخ عرطنيثا است و فعيلاسوس و سطرنيوس نيز خوانند و به زبان شيرازى چوبك اشنان و بخور مويم نوعى از ان است * طبيعت ان * كرم و خشك در سيوم * افعال و خواص و منافع آن * جالي و معطس و مفتج و مسكن فواق و مدر بول و حيض و مسقط جنين و مفتت حصاة و محلل و جاذب فضول دماغي و دافع مواد مفاصل به قوت مسهلهء كه دارد و جهت احتباس حيض و كزيدن هوام و تسكين درد آن نافع به قوت ترياقيتى كه دارد * امراض الراس * سعوط آن جهت سدهء مصفاة مفيد و بغايت معطس و زكام و نوازل و انافع * اعضاء النفس و الصدر * آشاميدن آن جهت بحوحت صوت و انقطاع نفس و سرفهء بارد رطوبي مفيد * اعضاء النفض * حمول آن جهت بواسير و تنقيهء رحم و اعانت بر حمل مفيد و همچنين شرب آن با مثلث يا شراب رازى كفته فواق را زائل كرداند و اكر زن آبستن بوى آن را بشنود از شدت عطسه بيم آن بود كه بچه بيندازد شيخ الرئيس از ديسقوريدوس نقل كرده كه جبلي آن را چون زن آبستن مماس كند و حمول نمايد در ساعت بچه بيندازد * الطحال و لات المفاصل * ضماد آن با سركه جهت ورم سپرز و عرق النسا و چون داخل كرده شود در حقنه صاحب عرق النسا را نافع است و همچنين خاكستر آن با سركه جهت وجع مفاصل و عرق النسا و وجع ورك نافع * الجراحات ذرور آن بتنهائي و با ادويهء مناسبه جراجات خبيثه را نافع * الزينة ضماد ان با سركه داء الثعلب را مفيد * السموم تمامي سموم را نافع است خصوصا سموم ملدوغه و نهش هوام چون با مثلت يا شراب بياشامند مقدار شربت آن تا يك مثقال و سه مثقال آن كشنده بخناق و غثيان قوى و سقوط قوت علاج آن علاج جبلاهنك و كندش خورده است و ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و بدل آن در رفع سم به وزن آن تخم اترج و زراوند طويل و فودنج است و صاحب اختيارات بدل آن لبن التين دو دانك آن و باد آورد دو وزن آن كفته * ااذريون * بر وزن آذربو است بزيادتي نون و بجاى باى موحده ياء مثنات تحتانيه است بفارسي كل آفتاب‌پرست است و آذريون بمعني آتش‌كون است و كويند كه عرب آن را حتوه نامند و شعراى عرب آن را مىستايند و شكوفهء ان در ميان شكوفها بغايت مشهور است و بعضى كفته‌اند كه نوعي از اقحوان است و بعضي ان را رد كرده‌اند كه نه چنين است و بهندى سورج مكهي نامند * ماهيت ان * كياهي است به قدر ذرعي برى و بستاني مىباشد برك آن شبيه ببرك جرجير با اندك زغبي كويابران غبارى نشسته و نرم بي شرفه و كلهاى آن زرد طلائي و بزرك و پهن و درخشنده و در وسط ان كلها بركهاى ريزهء سياه مائل بسرخي و تند بوى و خوش منظر و هميشه رو به آفتاب دارد و با حركت افتاب حركت مىنمايد و شب پژمرده مىكردد و بوى برى ان قويتر از